آدم با توجه به تكنيك عظيم نوازندگي پاكو تصور ميكند كه او مدت زيادي از روز را صرف تمرين ميكند. در حالي كه اين تصورباواقعيت فاصله ي بسيار زيادي دارد.زيرا پاكو فقط هنگامي كه داش ميخواهد گيتار مينوازد. وفقط وقتي كه ميخواهد برنامه ي سري كنسرتهايي را آماده كند يا صفحه اي را ضبط كند يا مناسب خيلي مخصوصي پيش مي آيد در اين باره استثنا قايل ميشود وتنها درچنين مواردي است كه او دويا سه روز را صرف يادآواري تكنيكهايش ميكند. واضح است كه هميشه كار بر همين منوال نبوده است ودرطي سال هاي تعليم وتربيتش قطعا روزانه 10يا12ساعت تمرين ميكرد ه است . به نظر ميرسد كساني كه بطورطبيعي استعدادويژه اي دارند. پس از چندسال كه خود را كاملا وقف هنرشان ميكنند به چنان سطح تكنيك بالايي ميرسند كه ميتوانند تنها با تلاشي اندك همواره مهارت خودرادرهمان سطح حفظ كنند.درمورد پاكو هم كه در ميان همه ي هنرمندان با استعدادترين آنها ميباشد كاملا صدق ميكند.ازميان تمتم سري تكنيك هاي كه او اجرا ميكند پيكادوي رعد آساي او باورنكردني تر است. آيا براي كسب ان همه سرعت ودقت شيوه بخصوصي دارد؟ بنا به گفته خودپاكو به هيچ وجه.توپيكادو را بطور طبيعي اينطورعالي مينوازد وانرا جز تكنيكهاي كه كمتر سخت هستند ميشمارد . دراين جا ميخواهم مطرح كنم اين كه پاكو گيتار رااين چنين راحت دست ميگيرد جزيي ازسر تكنيك خارق العاده او باشد. پاكو يكي از هنرمندان فلامنكو بود كه طرز سنتي گرفتن گيتار را عوض كرد. در قديم معمولا بطور سنتي قسمت پايين گيتار رابا زاويه ي تقريبا 45 درجه روي ران تكيه ميدادند. اين حالت براي همراهي ساده در قديم مناسب بود ولي با حالت ايده ال براي نوازندگي پيچيده ي كنسرت امروزي به يك علت اساسي تفاوت بسيار دارد اين حالت كاملا طبيعي نيست وقدري توام با فشار است وبه اساني ميتواند ايجادكشيدگي تاندون دردست بشود زيرا براي نگه داشتن گيتار درچنين زاويه اي بايد بردست چپ يا بربازوي راست ياهردوفشار وارداورد. ولي روش جديدي كه پاكو دارد واغلب گيتاريستهاي كنسرت فلامنكو آن را اتخاذ كرده اند چنين است كه او پاي راست خودرابدون هيچ فشاري روي پاي چپ مياندازد و پهلوي گيتار را روي ران راست قرار ميدهد دراين حالت گيتار درتعادل كامل است بازوها حالت آزادتري دارند. وهر دودست را ازاد ميگذارند وهنرمند ميتواند درنواختن معجزه كند. آيا ناخنهاي گيتاريست مواطبت هايي نيازدارد؟ كسي كه با گيتار آشنايي نداشته باشد به سختي ميتواند اهميت بسيار زيادي راكه ناخن دست راست براي يك گيتاريست فلامنكو دارند دريابد . گيتاريست هايي را ديده ايم كه به علت شكسته شدن يك ناخنشان برنامه ي كنسرتي را لغو كرده اند زيرا شكسته شدن ناخن ممكن است باعث شود هردفعه بخواهد ازاين ناخن استفاده كند نتواندسيم ومورد نظر رابزندويادربهترين حالت اگرهم بزند صداي خفه اي ايجادكند كه ميان صداي رسايي كه ناخن هاي ديگر توليد ميكنند گم ميشود .به هرصورت كمترين عوارض ان پرت شدن حواس گيتاريست درموقع تماس ميباشد مانند شاخه هاي سوهان شده اي كه حواس گاو رادرحال حمله است پرت ميكنند.راهي كه پاكو براي اجتناب ازاين دردسر اختبار ميكند به هسچ وجه اسرارنيست :او براي مواظبت ناخنهاي خودهمان كاري راميكند كه همه ي ما انجام ميدهيم. به هر كدام از ناخن هاي دست راست دو يا سه ورقه كاغذ تيسو يا چسب فوري ومقاوم ميچسپاند. پاكو ميگوئيد:براي اين كار بايد بسيار احتياط بكاربرد. چندي پيش درحين بركذاري يكي از سري كنسر تها مشكل كوچكي پيدا كردم .چسب در دهانه لوله خشكيده بود ووقتي كه خواستم باوارد آوردن فشار زياد به لوله دهانه آن را باز كنم يك دفعه چسب با فشارتمتمازلوله خارج سد وانگشتان مرا پوشاند.انگشتان شصت وسبابه وانگشت وسطي دست راست من فورا به هم چسبيدند وديگر نميشد انرا از هم جداكرد .با عصبانيت هرچه ناسزا از دهانم درامد رابه ذوزبان گفتم بدون اينكه اين كارفايده اي داشته باشد.سرانجام مجبور شدم فكرم رابه كار بيندازم.بالاخره قضيه رابه اين صورت حل كردم كه انگشتان به هم چسبيده ام را در استوان خيس كردم وپس از 2ساعتي توالنستم انها را ازهم جداكنم.در چنين وضعي بهترين كاراين است كه وحشت نكنيم وسعي نكيم كه با زور قسمتهاي به هم چسبيده را لز هم جدا كنيم چوم ممكن است پوست انها كنده شود وان وقت ديگر تا كاملا درمان نشود وبهبود نيابد به هيچ وجه نمي توانيم گيتار بنوازيم .عامل ديگري كه گيتاريستهايي حرفه اي بسيار انها را واقعا جدي ميگيرند انتخاب سيم است. پاكو همانطور كه اين حكايت نشان ميدهد يكي از اين افراد است. موضوع از اين قراراست كه با جناق من آنتونيو كورالس فروشگاه لوازم موسيقي در توره مولينوس دارد.چند سال پيش خوان اوروكسو صاحب نمايندگي گيتار اسپانياي در نيويورك به ديدن او رفت وآنتونيو به اوگفت كه فكربسيار جالبي درباره ي استفاده از يك نوع سيم با خصوصيات به خصوصي دارد. اوروسكو با انكه ازوجوداين نوع سيم هيچ گونه اطلاعي نداشت به انتونيو گفت كه نگران نباش حودم سعي ميكنم انها رابسازم زيرا مدتي است به اين فكر افتاده ام كه بهتراست با محصول خودم وارد بازار شوم.البته او انچه را گفت انجام داد. پس از مدتي اوروسكو چند دست سيمي كه جديدا توليد شده بود براي انتونيو فرستاد واونيز شروع به فروش انها كرد.يكي از اولين طرفداران ان يكي از دوستانم پاكو بود .ويك دست سيم به پاكو هديه كرد.واو ديگر ان سيمها را رها نكرد. براي اينكه درست همان صدايي ميدادند كه او ميخواست به اساني كوك ميشدند دوام زيادي هم داشتند. امروزه هم پاكو فقط اراين سيمها استفاده ميكند.نام تجاري اين سيم لوتير است.
درآخر بايد بگوييم خود گيتار بدن شك مهم ترين عنصر است. گيتار يك گيتاريست حرفه اي خزيي از وجود او راتشكيل ميدهد. به نحوي كه با نواختن هيچ گيتارديگري احساس راحتي نميكند.
گيتاري كه پاكو ترجيح ميدهد مدل فلامنكوي با چوب پالو سانتو از فاوستينو و ماريو كونده برادرزاده هاي استو ميباشد. والبته اين امري طبيعي است زيراوقتي درسال1962پاكوبه مادريدرفت فاوستينو وماريو بهترين گيتارهاي فلامنكو را ادم بتواند ارزو كند ميساختند.بت و مربي پاكو رامون دران زمان نينو ريكاردو زياد با گيتار فروشي برادران كونده رفت وامد ميكرد وبه علاوه گيتاري با اين مارك داشت.اين عوامل نيز برنظرپاكو درمورد اين گيتارها تاثير ميگذاشت. بيشتر گيتاريستهاي حرفه اي درجه 1 گيتارشان از همين مارك بود. اگرچه فايستينو وماريانو مدتي است كه ديگر درميان ما نيستند گيتار فروشي انها درخيابان گرابيا شماره7 همچنان پابرجاست وامروز يا مديريت بيوه فايستينو و كمك دستيار كه طي سالها داشتند اداره ميشود.

مدت زماني ميگذرد كه پاكو مجذوب موسيقي جز شده است.اوتاحدي شيفته ي اين سبك است كه درسالهاي دهه ي شصت باگروهي به رهبري پدروايتورالده نوازنده ساكسيفون در دوصفحه برمبناي تلفيق فلامنكو وجازضبط كرد.به نظرمن اين دوصفحه تاكنون بهتريننمونه ي تلفيق اين دوحوزه ي موسيقي است . البته دليل موفقيت اين كار اين است كه اين نوازنده ي اسپانيايي شناخت زيادي از سنتهاي مربوط به قطعه هاي موردانتخابشان دارند.آنها آهنگهايي را برگزيده اند كه سرشت انالوسياي دارند.براي مثال دومين صفه را معرفي ميكنم: ايسپابوكس.اين صفحه از 4قطعه تشكيا ميشود.اولين اهنگ كه ايتورالده آآن را تنظيم كرده است. بولرياسي سريع است كه دران تك تك اعضاي گروه براي نشان دادن مهارت خودبه مثابه سوليست فرصت كافي دارند.اعضاي گروه عبارتند از:ايتورالده ساكسيفون هاي تنور و سپرانو پاكو هنوزبانام دآلخسيراس گيتار فلامنكو دينو پيانا ترومبون پاول گراسل پيانو اريك پتر باس وپيروايبراسيون درامز.كارگروهي خ.بي انجام شده است ولي نميتوانم اين فكررا ازذهن خوددوركنم كه صداي سازهاي بادي درموسيقي فلامنكو بسيارغريب به نظرميرسد.درعوض پيانو/گيتار باس وكارظريف درامزبه طورمتناسبي درقطعه جاي گرفتند.سه اهنگ ديگرآلبوم غبارتنداز آديوي گرانادا يك گراناينااندا خاله او ازگارسيالوركا و اومناخه اگرانادوس برمبناي رقص شماره ي پنج انريكه گرانادوس. در روي جلد صفحه اين قطعه خالص و فلامنكوي واقعي توصيف شده است تصور ميكيم كه اين جمله به اين معني باشد كه اين قطعه دراصل باالهام ازفلامنكو ساخته شده است.تفسيرهاي روي جلدص ازپاكو مونتس وخوان نلاوديو سيفواننتس ميباشد كه هردوازبالاترين مسئولين جازدراسپانيا هستند.شوروشوق پرهيجان انها دراجراي خوب وارزيابي زيباي كه دراين صفحه نصيب اين كارتلفيقي ميشود مرابه فكرمياندازدكه هردونفرباجاز خيلي بيشتراشناهستندتابافلامنكو.بايدخاطرنشان كنم كه دراين جافلمنكو نمونه اي ازانكه داراي كيفيت عالي باشدنيست و خوشبختانه گرانادوس نميتواند ان راگوش كندتادريابدبارقصشماره5اوچه كرده اند.نقش پاكو دراين صفحه اساسا درجلحظاتي ازفلامنكو خوب است كه به خوبي انجام شده است بنا برنظرجرارد كلينگن شتاين نويسنده مقاله ي پاكو دلوسيا ارمرز فلامنكوميگذرد غلاقه ي پاكو به جاز باعث شد كه درفستيوال جاز برلين درسال1967 برنامه اجراكند.اودراين جشنواره باهنرمنداني مانند مايلس ديويس و تلونيوس مونك به نوازندگي پرداخت. كلينگن شتاين ميگويد اين تجربه بيشتر يك گردهمايي بود تا تلفيق وتاثير وتهييجي كه ازاين موسيقي براي هميشه درپاكو باقي ماند تاسالها بعدخودرانشان داد.دقيقا 10سال بهد درسال1977بودكه علاقع ي پاكوبه جاز/راك با شددت نمايان شد.دراين سال پاكو درميدان گاوبازي بارسلون باكارلوس سانتانا گيتاريست راك لاتين برنامه اجراكرد.اران مهم تر اينكه اين آهنگ ازالبوم ال دي مه اولا الگانت جيپسي را ضبط كرد واين همكاري درهاي جاز با تكلونوژي بالا رابه روي اوگسود. او به زودي تفحصي رادردنياي جاز/راك مدرن به طور جدي به انجام ميرساند كه شروع ان اجراي كنسرت هاي زيادي به همراه گيتاريستهاي جاز جان مك لافلين ولاري كوريل درسال1979بود.بعدهم با مك لافلين وگيتاريست ديگر ال دي مه اولا در سالهاي 1981و1983سري كنسرتهايي اجرا كرد.درسال1982 هم به اجراي سري كنسرتهاي با همراهي پيانو جاز چيك كره آ پرداخت. به عقيده ي من اين سري كنسرتها نمتوانند كوشش هايي جدي درجهت تلفيق فلامنكو وجاز تلقي شوند.غيرازموسيقي فلامنكوي مه پاكو ارائه ميدهد نوددرصد موسيقي بوجودآمده جاز /بينالمللي وشايد 10% ان فلامنكو باشد. درواقع اين كاوشها براي پاكو بصورت فراگيري بكارامد.همان طور كه درقسمت ديگري ازاين كتاب ذكرشد پاكو به طور عميقي جازيستهاي امروزي راتحسين ميكند.انها به اساني اهنگ ميسازند توانايي ان را دارند كه نت ها را با يك نگاه سريع بخوانند بطور باورنكردني قادر به بديهه سازي ميباشند با الات موسيقي كه داراي تكنولوژي بالا ميباشند و دستگاههاي پيچيده ي همراه آنها آشنايي كامل دارند وهمه ي اينها براي توليد اصوات وتكنيكهاي جديد كمك بزرگي است. به روشني به نظر ميرسد كه موزيسين هاي جاز/راك مدرن مانند مك لافلين دي مه اولا /كريل وچيك كره آ با درنظرگرفتن توصيفهاي فهم ناشدني كه ازكارانها خوانده ام الزاما شناختي فني هم رديف تكنسين هاي صدا ومتخصصان كامپيوتر دارند. هريك ازتجربه هاي كه پاكو با انها داشته است بايد براي او بي اندازه هيجان انگيز بوده باشد زيرا اوموسيقيدان فلامنكويي سنتي بدون داشتن شناختي از سولفژاست. باگذاشتن زمان اين امر اوراچنان ازفلامنكو دور ميكندكه باعث ناارامي عميقي در توميشود واو رادر معرض خطر ازدست دادن هويت موسيقيايي خودقرارميدهد بابررسي مصاحبه هايي كه پاكو درطي اين سالها انجام داده ميبينيم كه درآن به دفعات اين موضوع مطرح شده است واو در تصديق عكس آن هميشه پافشاري كرده است پاكو هموازه نگران اين موضوع بوده است. بسياري از جازيستها ومنتقدان ستايش هاي بي چون وچرا ازپاكوكرده اند وبه احتمال قوي اين كاراورا افسون وتشويق ميكرد كه كوشش هايي درجهت تلفيق جاز فلامنكو انجتم دهد . بايد درنظر داشت كه اغلب اين اشخاص فقط شناختي سطحي ازفلامنكو دارند ونظريات آنان رانبايد دقيقا وبي چون وچرا پزيرفت.براي مثال يكي از منتقدان كه مطلبي درباره ي سري كنسرتهاي پاكودلوسيا با مك لافلين و دي مه اولا نوشته بود اطمينان ميذاذ كه پاكو اگر چه موسيقي فلامنكو به معني سنتي رااجرانكرد شكوه و بي پروايي موسيقي فلامنكو رابراي شنوندگانش جديد به نمايش گذارد.(حس تعبيري فراموش ناشدني)*. آدم ميتواند بي پروا و شكوه فلامنكوي پاكو رادر 2صفحه كه حاصل سري كنسرت هاي ذكر شده هستند گوش كند. از آنها بيش از يك ميليون صفحه به فروش رسيده است.اگر بي پروايي وشكوه دراين صفحه ها هست به طور يقين به فلامنكو مربوط نميباشد. همان منتقد درادامه ميگويد :مانند ديگر پيشقدمان برخي رااز خود بي خود ميكند و با تجربه هاي آزادانه ي خود جمعي را دسته دسته جذب كرده است . چه كساني را؟ انهايي راكه به شيوه غلاقه مند ده اند و تصور ميكنند كه حالا دوست داران فلامنكو هستند بدون اينكه بدانند كه تئوري جديد انها فقط به گونه اي بسيار سطحي با هنر فلامنكو لرتباط داشته است.درسال1977پاكواهنگ معروف الگانت جيپسي را از البوم دي مه اولا ضبط كرد وبه همين دليل هنرمندان فلامنكوي سنتي از او انتقاد كردند.شخص ال دي مه اولا خودش فوري ازپاكو دفاع كرد واطمينان داد كه پاكو فلامنكو را رها نميكند بلكه آن را گسترش ميدهد. اين مفهوم براي يك جازيست منطقس است زيرا درموسيقي جاز كنوني با تكنولوژي بالا مرزي وجود ندارد همه چيز ميتواند مورد قبول واقع شود دران سنتي نيست كه ان را معين ومحدودكند.
ولي فلامنكو هنوز هم سنتي قوي وجود دارد كه مانع برخي آزاديها است. خودپاكو اين امر راميپذيرد ونگران است كه مبادا فلامنكو هويت خود را از دست بدهد او ميخواهد عناصر تازه اي را وارد كند ولي اگاه است كه اين كار چگونه با دقت و ظرافت كافي به انجام برسد . فرض بر اين است كه مقصود بايد بسياذ تدريجي حاصل شود تا حس ووصنين فلامنكو ازدست نرود در هر صورت شباهت هاي ميان فلامنكو وجاز كدامند؟ جواب پاكو اي است كه او از نظر موسيقيايي بين انها شباهتي تميز نميدهد ولي ميان فلامنكوي كولي وبلوز سياهان توازي مشاهده ميكند هر2حاصل فرهنگهايي تحت فشاري بوده اند كه تسلاي احساسي خود را ورا موسيقي خود جست وجو ميكردند. پاكو تجربه هاي خود را با مك لا فلين كريل و دي مه اولا به خوبي به خاطر مياورد. اوخاطرنشان ميكند كه براي اين كه به همراهي آنها بنوازد اموزشي كافي نداشت . انها ازاوتنتظار داشتند كه بدون تمرين قبلي به روي صحنه برود با انها بديه نوازي كند و بتواند ب انها جملات موسيقي را ردوبدل كند. احساس راحتي كند. وخوش بگذارند پاكو دردفعه اول حس ميكرد كه نوازندگان ديگر سراشيبي رادر تمتم جهات ميروند تا اين كه بالاخره متوجه شد كه ساختارهاي وهارموني هاي اساسي جاز كه او شناختي از انها ندارد راهنمايي انهاست پاكو اذعان ميكند كه وحشت زدع بود ودرهركنسرت عميقا حس ميكرد كه حال بدي دارد تا اينكه رفته رفته لم كار به دستش امد او از خود سوال ميكرد كه يك هنرمند فلامنكو كه دراوج قرار دارد چرابايدخودراباقراردادن دركنار اين چهرههاي خارق العاده جاز در معرض تمسخر قرار دهد؟تصور ميكرد كه شور وشوقش براي يادگيري انگيزه اي بود كه او را به مبارزه دراين راه وا ميداشت .ولي با گذشت زمان همه چيز در جاي خود قرارگرفت و پاكو رفته رفته احساس راحتي كرد واز كاري كه انجام ميداد لذت ميبرد كم كم كارش به سطحي رسيد كه براي اوبسيار هيجان انگيز بود او روزهايي راكه با موزيسين هاي جاز كاردميكرد به مثابه دوره اي بسيار مثبت براي پيشرفت هنري اش به خاطر مياورد.هنرمندان ديگر در اين سري كنسرت ها چه نظري درباه ي موسيقي خود داشتند؟ ال دي مو الا در مجله ي دوان بيت ودر فوريه سال 1986 به اين موضوع اشاره ميكند و ميگويد: دران گروه سه نفري دي مه اولا مك لا فلين و پاكو فضايي باقي نمانده بود هنگامي رسيد كه كوشش ميكردم گام تازه اي با شتاب رعد خلق كنم كه توجه همگان را جلب كنم . كار براي از خود بي خود شدن شنوندگان طرح ريزي ميشد . ولي موسيقي به سطحي رسيده بود كه ديگر موسيقي واقعي نبود . بعد از آن تجربه ها ديگر جايي براي ادامه ي كار باقي نمانده بود. البته اين جا جمله اي كه حقيقت را فاش مي كند اين است : براي از خودبي خود شدن شنوندگان طرح ريزي ويشد . دي مه اولا ادامه ميدهد كه اكنون ترجيح ميدهد دراغكار و احساسات آرام تري كاوش داشته باشد و از اين مطلب استنباط ميشود كه موسيقي اين گروه سه نفري بيش از حد سرسام آور بوده است.
همان طور كه دربخش شخصيت پاكو ميبينم پاكو نيز همين نظر دارد و در حال حاضر طرز بيان كنترل شده را به سرعت ترجيح ميدهد . به نظر ميايد منطقي باشد كه بگوييم انچه هر سه هنرمند تجربه كرده اند فراتر از مرزهاي فلامنكو يا جاز بئده انها بايد ان كار را ميكردند وحالا ميخواهند ان را پشت سر بگذارند .بنا برنظر منتقدان رورنامه ها ئبرخي گزارش هاي تلويزيوني در ان تاريخ سري كنسرت هاي پاكو با مك لافلين و لاري كريل در سال 1979 نيز با اين هدف اجرا شده است كه انبوه پانزده ساله وقشرهاي ديگري راكه مستعد از خود بي خود شدن جمعي اند تحت تاثير قرار دهد.
درسال 1982 پاكو براي اجراي يك سري كنسرت با پيانويست جاز چيك كره ا همراه شد.نار او درنوازندگي پيانوكه از تكنولوژي بسيار بالايي بهره ميگيرد شبيه كارگيتاريست هايي است كه قبلا از آنها نام برده شذ. آخرين تلاشي كه اتها با هم داشتند همكاري كروه آ در يك آهنگ از صفحه ي زرياب پاكو بود. pacoi.blogfa.com
فروشگاه دونوازان www.donavazan.ir
مركزموسيقي بتهوون شيراز www.shiraz-beethoven.com

سوردين يه صداخفه كن . معمولا ازجنس اسفنج كه زيرسيمها ونزديك به خرك گيتار قرار ميگيرد.بدين وسيله صداي حاصل بسيار ضعيف خواهد بود.(جهت تمرين درزمانهايي كه نمي خواهيد ديگران از زياد تمرين كردن شما آزرده خاطرشوند!مثلاشب هنگام,ميتوتنيد ازاين وسيله استفاده نماييد).
Vicente Amigo - Bolero de Vicente - Tablatura.pdf
Vicente Amigo-Bolero de Vicenta-mp3




